



" />
" />
" />
" />
" />
" />
" />
" />
" />
" />
" />
" />
جديت اخلاقي شديد آثار تاركوفسكي، موردي است كه فيلمهاي اين كارگردان بزرگ روس را متمايز از آثار خيلي از فيلمسازان بزرگ ديگر ميكند و مشابه آن صرفا در آثار اندك فيلمسازان ديگري مثل روبر برسون يا اينگمار برگمن قابل مشاهده است. همچنان كه اين دو خود، جزو فيلمسازان محبوب خود تاركوفسكي هم بودند.
همين جديت و ماهيت بسيار شخصي فيلمهاي او و دشواري روشنفكرانه اين آثار و البته بيتوجهي كامل آنها چه به لحاظ سبك و چه به لحاظ مضمون به اصول رئاليسم سوسياليستي (كه در زمان فعاليت او همچنان پابرجا بودند) بود كه اتحاد جماهير شوروي را برايش تبديل به يك اردوگاه كار اجباري كرده بود كه در آن هيچ گاه قدر نديد و تنها پس از زندگي كوتاه و مرگ نابهنگامش بود كه آثارش مايه افتخار سينماي اين سرزمين شدند.هر چند تاركوفسكي در واپسين نماي كارنامهاش واژه «اميد» را بر پيشزمينه درختي خشكيده و بيبار نوشت، اما فراموش نكرد كه آب و روشني را بر پسزمينه آن درخت قرار دهد تا همچنان به «اميد» دست يافتن به آن ايماني زندگي كنيم كه حاصلش ميتواند تصاويري اينگونه روحاني و جاودان باشد.
منبع:جام جم