گریگرانت در کنار هیچکاک

 

با نام و یاد خدا

10

9

8

Se7en

6

5

4

3

2

1

و...

تولدت مبارک...تولدت مبارک...بیا شمعا رو فوت کن تا چند ساله دیگه زنده باشی!!!!

تولدشه...امروز اولین سال تولدشه....می خوام تو این پست برخلاف پستهای قبل کمی باهاتون خودمونی باشم...از الان هم بهتون بگم توی این پست خبری از نقد و معرفی فیلم و این جور چیزا نیست...توی این یک سال خیلی چیزا یاد گرفتم...چه خوب چه بد توی ابن یک سال یاد گرفتم که چه جوری زندگی کنم...آره شاید تعجب کنید من با این وبلاگ به خیلی چیزها رسیدم...چه دوستهای نازنینی که پیدا نکردم چه چیزایی که یاد نگرفتم حیف که قابل بیان نیستند.

 این و بلاگ با الهام از برانامه سینما ماوراء که مدت مدیدی از شبکه چهار سیما پخش می شد الهام گرفته شد البته این رو هم بگم که این وبلاگ در حدواندازه های این برنامه بسیار زیبا نمی دونم ( به نظر من در اون موقع سینما ماوراء جزو بهترین برنامه های سینمایی بود اما الان صد فیلم از همه بهتر است)سینما ماوراء با تمام بدیهاش و خوبیهاش یک ساله شد... این خودش خیلیه یه وبلاگ یک سال زنده و سر حال باشه...یک سال با تعدادی دوست باشی...یک سال با تمام نظرات و انتقادات سر کنی...یک سال منتظر باشی که بتونی هر دفعه پستی بهتر ومتفاوت تر از قبل بدی...یک سال منتظر...خیلی حرفها داشتم که می خواستم بزنم اما همشون یادم رفته!! نمی دونم چرا!!چند روز پیش داشتم برای چند صدمین بار فیلم راننده تاکسی(مارتین اسکور سیزی/1976) رو میدیدم...

( اینقدر این فیلم رو دوست دارم که باورتون نمیشه اگه بخوام ده فیلم برتری که تو عمرم رو دیدم بگم

راننده تاکسی دومیشه, اولیش :2001 یک ادیسه ی فضایی هستش) یک سکانس داره که رابرت دنیرو بغل یک مامور مخفی وایستاده و جمعیت منتظر اومدن سناتورن

دنیرو به مامور مخفیه میگه تو منتظر چی هستی؟ میگه من منتظر سناتورم دنیرو یک جوابی بهش میده که من این جواب رو خیلی دوست دارم میگه: من منتظر تابش آفتابم... حالا این تابش آفتاب چی می تونه با شه برمی گرده به جیم شریدان و اسکورسیزی...یا یه جایی اولای فیلم وقتی که داره توی

شب توی خیابونای کثیف آمریکا رانندگی میکنه یه جمله میگه که این جمله همیشه تو زبونمه : یه روزی یه بارونی میاد و این کثیفی رو از اینجا پاک می کنه

چندتا ایده هم برای ساختن فیلم کوتاه دارم حتی فیلمنامه هاشم آماده هستند اما کو بودجه کو وسایل کار..؟؟؟ دارم عزمم رو جذم می کنم تا یه دوربین بخرم بزنم تو نخ فیلم سازی...

راستی حالا که بحث فیلم شد از همینجا از هر کس که داره این مطلب رو میخونه یه تقاضایی داشتم ...میخواستم ببینم که رو کودوم یک از شماها می تونم برای نوشتن یک فیلمنامه خوب حساب کنم؟

هر کس که آماده هست لطفا هر چه سریعتر با نظر خصوصی من رو مطلع کنه...وای که چقدر حرف داشتم برای گفتن آهان یه چیزی از همین جا از تمامی شما دوستانی که همیشه به این وبلاگ

 سر می زنید و نظر می دید ممنونم و از اون دوستانی که منو دعوت می کنند تا از وبلاگشون بازدید کنم اما من بدقولی می کنم و نمیام صمیمانه عذرخواهی می کنم ... منو ببخشید آخه سرم خیلی شلوغه ... چند روز پیش داشتم 10 کیارستمی رو می دیدم... هر وقت که از کیارستمی فیلم می بینم شاخ در میارم اصلا خودم می مونم این یه کارگردانه ایرانیه!؟ با اون میزانسن های دقیق فیلمنامه کارگردانی تدوین قاب بندیهای بسیار زیبا و دقیق هر موقع ازش فیلم می بینم یه انرژی خاص می گیرم

اگه غلو نباشه می تونم جزو 50 کارگردان عالی دنیا به حساب بیارمش... و همچنین یه کارگردان مولف که خیلی از ایرانیها و خارجیها ازش تقلید می کنن و به خاطر همین هم همین چند روز پیش جایزه یک عمر فعالیت هنری رو از جشنوارهونیز از دست کانه تو شیندو(کارگردان ژاپن/اونیبابا, جزیره)

دریافت کرد...نوش جانش چون حقشه

این هم از یک سالگی وبلاگ اصلا فکر نمی کردم که حالا حالاها یک ساله بشه امیدوارم که ...

بیشتر از این نمیخوام سرتون رو درد بیارم ممنون که تا اینجاش رو خوندید امیدوارم که هرجا هستید خوشحال و سرزنده باشید  راستی من منتظر یکی از شماها هستم تا بتونم یه فیلمنامه قوی بنویسم

خیلی خیلی ممنون به خاطر اینکه یک سال یک سال این وبلاگ و من رو تحمل کردید...

تا بعد...